
***** حتی الان از پشتِ این دیوار که ساختن، تا دوسِت نداشته باشم..... **** انقدر بلاتکلیفم که نمیدونم باید تهران بمونم یا برگردم شهرم، نه ته تهران بودنم چیزی هست نه ته شهر خودم! **** به تعداد انگشتای یک دستم دور و برم آدم نمونده... آدمای زندگیم تموم شدن.... شاید چون همیشه دوست داشتنم با اما و اگر همراه بود... ****اینا اون روزایی نبود که واسه خودم رویاشو میبافتم....
برچسب:
نویسنده: پارسا نیکفر